بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که
نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد
نه شعور لازم برای خاموش ماندن.
بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که
نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد
نه شعور لازم برای خاموش ماندن.

مي دونين فرق خانمها با آهن ربا چيه؟..... آهن ربا حداقل يک روي مثبت داره
خانمها مثل راديو هستند..... هر چي ميخوان ميگن ولي هر چي بگي نمي شنوند
خانمها مثل چسب دوقلو هستند.....اگه دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد ديگه بايد سيم تلفن را بريد
خانمها مثل رعدوبرق هستند ..... اول برق چشماشون ميرسه بعد رعد صداشون
خانمها مثل ليمو شيرين هستند..... اول شيرين هستند ولي بعد تلخ ميشن
خانمها مثل کنتور برق هستند..... هر چند سال يکبار عدد سنشون صفر ميشه
خانمها مثل اينترنت هستند.... از هر موصوعي بک فايل اطلاعاتي دارند
خانمها مثل فلزياب هستند ..... از نزديک طلافروشي که رد ميشن عکس العمل نشان ميدن
خانمها مثل موبايل هستند هر موقع کار مهم داريد در دسترس نيستند
پروردگارا
آرامش را همچون دانه های برف
آرام و بیصدا
به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند
بباران




وقتی لبخند به دنبال جایی برای نشستن میگردد ، با تمام وجودم آرزو میکنم لبهایت در آن نزدیکی باشد !آرزو می کنم هیچ راه نجاتی نداشته باشی وقتی غرق خوشبختی هستی . . .
واسه سلامتی همه این فرشته کوچولوها دعا کنیم .
فکــر می کــردم
در قلب تــ ـــ ـــو
محکومم به حبــس ابد !!
به یکبــاره جــا خــوردم …
وقـــتی
زندان بان برســـرم فریاد زد:
هــی..
تــو
آزادیـــــ!
پروردگارا
به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم.
و دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم.
بینش ده تا تفاوت ایندو را دریابم.
مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن، مطابق میل من رفتارکنند. . . .
I feel it on the inside
I feel it in my soul
I feel this certain something
That makes my body whole

Without you I’d be nothing
Like a bike without it’s chain
Like a notebook without a pen
Like a cloud without it’s rain

Thoughts cannot express
The way you make me feel
The way you look into my eyes
The way you make my dreams seem real
You don’t even know it
You’re lost without a clue
No idea at all
That I’ve fallen in love with you

عاقبت یکروز ما هم زین جهان پرمیکشیم
باده رفتن ز دنیا را همه سر میکشیم
بر کن و صد پاره کن این جامه کبر وریا
وقت رفتن ما همه یک جامه در بر میکشیم

لبخند که می زنم پیدایم می کنی
باران می بارد، تو از کنارم می گذری
فریاد نمی کشم که بازگردی
می دانم امشب این آسمان تاب ماه را ندارد
لبخند می زنم،
فراموش می کنم..
Lost you, lost everything,
Lost the dream for being your forever,
Lost my each kind of feeling.
Lost your love, lost happiness,
Lost in loneliness, lost being mild,
Lost you, lost even how to express.
Lost you somewhere, finding here and there,
Lost my love But could not find you,
Lost you and feeling just despair.
Lost my peer - I lost my peer!
Lost you, lost everything,
Lost you, please tell! where are you dear?



بخورید نوش جان .دو لپی بخورید .سریع بخورید یه موقع عقب نیفتید.

غصه میخوردم که کفش ندارم
یکی را دیدم که پا نداشت